وقت رفتن


وقت رفتن

رفتن ،بهتره قبل از اینکه کنف شی مثل پارچه تو مغازه سالیان سال خاک خورده باشه. به فعل در بیاد.

وقت رفتن باید بری.

تردیدنکن.

برای رفتن نشانه هایی است. راه هایی که باز میشوند وبه رفتن میخوانندت. همیشه در هایی هست که به راه های بهتری باز میشود.

میروم باقامتی راست. که ماندن وخمیده بودن در مرام من نیست. و …….. این اغاز یک پایان است……

وقت رفتن را باید بشناسی. به موقع باید رفت.

باید امشب بروم. با قدم های تر. درجاده های لغزنده بی بهار. با قطار های بی سرنشین.
***

با دوستم که حرفهای زیادی برای گفتن داریم صحبتی بود . صحبتی در لفافه.

این دوستم سنگتراش است. تار هم میزند. ونقاشی هم میکند و از کار عجیب دنیا فیلم نامه مینویسد و فیلم سازی هم میکند. خنده دار ترین قسمتش این است که دکترای روابط بین المللش را پارسال انلاین در دانشگاه علامه دفاع کرد و خوب شد خانم دکتر. پارسال اولین نمایشگاه شخصی شو در لندن برگزار کرد.

هر دو مون خنده داریم. سر انجام او به سراغ سنگ رفت ومن به سراغ فلز. هنوز هم در همان ایام انگار باشیم. بحث های صد من یک غاز راه میاندازیم. انگار هنوز سر یک کلاسیم. و هنوز مهمترین مسئله عالم برایمان ترکیب بندی در کادر و کاربرد به جای رنگ است. گاهی هم مسائل زنان.

استتوس دیشبش تو فیس بود این بود.

……….اغاز یک پایان …….

شروع کردم به شر و ور نوشتن و فهمید! یعنی دقیقا عین خودم جواب داد. با قدم های تر… ترکیب ساختن ترکیب از دو کلمه که زیاد هم مانوس نیست.

نتیجه این نوشتن ها متن بالا شد. متن را من نوشتم اما تم اصلی مال اوست.

رفتن و به موقع رفتن.

تو فیس بوک استقبال شد . من هم که ابن وقت تصمیم گرفتم تو وبلاگ بگذارمش.

بماند که بعدش کسی برای این متن شعری گفت. و شخص دیگری هم یک قطعه دیگر در موردش نوشت.

خلاصه استعداد های نهفته دیگران را هم بیدار کردیم.

با او همیشه اینجوری میشود . انگار زبان مشترکی بلد باشیم که اشاره های هم را بفهمیم. وازش یک چیزی در بیاد . مدتهاست یک متن احساسی ننوشته بود. حسابی جو گیر شدم.

***

نوشتن این متن با این موضوع قاعدتا خالی از حاشیه برای من نبود.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”وقت رفتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.