آب مایه حیات


اولش فکر میکردم دارم خودمو لوس میکنم. یا تنبلی میکنم وقتی هر روز دستشویی رسوب میبست و زرد میشد. مشکل از من است و نه از آب.
به هر حال اون مشکل را یک جوری حلش کردم.
خیلی وقته ماهی نمی خرم یعنی ماهی ها وقتی میمیرن توی تنگ حالم بد میشه. به فال بد میگیرم. و نمی توانم از خودم این فال بد را جدا کنم. تقریبا از سالی که تنها زندگی میکنم و مجبور میشدم ماهی مرده را خودم از روی اب بگیرم ماهی نخریدم نزدیک ده سال یا بیشتر. به جای ماهی یک کاسه اب سرهفت سین میگذارم که توش برگ سبز ونارنج میاندازم طرح ژنریک ماهی!!
امسال امروز رفتم سراغ هفت سین برای اب دادن سنبل و سبزه. دیدم ظرف طرح ژنریک ماهی رسوب بسته!! یعنی 6 روز اب توی کاسه بوده و دورش رسوب بسته بود. اساسی ها به شکلی کع با سیم پاک شد.
اب تهران همیشه معروف بود. زیاد شدن جمعیت و کم ابی منجر به زدن چاه هایی برای رفع کمبود اب شد. و ما به فاصله دویست متری تسویه خانه و سیصد متری چاه اب منزل داریم. پیدا شدن سنگهای ریز ودرشت توی شیر ها را به حساب تمیز نکردنشان میگذاشتم. اما امروز به این نتیجه رسیدم هرچند زیر تسویه خانه منزل داشتن در مواقعی که نوبتی اب قطع میشد به نفعمان بود و قطعی اب ساعاتش کمتر بود. اما حالا که بارندگی بد نبوده و سطح ابها بالا امده داریم فاضلاب نوش جان میکنیم. حالا فاضلاب خالص نه یک کم صاف و صوف شده.
محل ما پر از قنات است چون به کوه پایه نزدیک است و دلیل سبزی محل هم استفاده از همین قنات ها برای ابیاری فضای سبز محل است. از معضلاتش این است که سالی دوبار برای لایروبی قنات اسفالت ها را میکنند با سر وصدای فراوان و قنات را لایبروبی می کنند دوباره اسفالت میکنند. !!
البته نه اینکه خودشان بیان مثل بچه ادم این کار ها را بکنند نه قنات مسدود میشه سر ریز میکنه تو زیر زمین خانه ها و پارکینگها عین اب انبار اب جمع میشه. ناچار شهرداری دست به کار میشه.

Advertisements