سوالهای بی جواب


امروز یکی از دوستهام میگفت من هنوز نمیدونم چز کار کنم خوشحال میشم راضی میشم لذت میبرم. یک لحظه جا خوردم.
ما معمولا می داینم از صبح زود بیدار شدن بدمون میاد فلان غذا را دوست نداریم. مثلا جارو برقی کشیدن جونمون را بالا میاره. اما فکر نمیکنیم چه کار هایی را دوست داریم چه کاری بکنیم راضی وخوشحالیم. از من که این سوال را کرد. درموندم. فکر کردم و دیدم در واقع از هیچ کاری که انجام میدم لذت نمی برم. در واقع زندگی نمی کنم . جون میکنم.
جواب دادم اینجا جلو شومینه باشه و دوستی باشه و موزیکی و برفی هم بباره دلنگرانی دیر شدن شام از خواب بیدار شدن فردا وخوب شدن غذا را نداشته باشم. صحبت های باب طیع و تازه . بنشینی و رقص اتش ار ببینی و یا شادید هم با اتش برقصی.
بعد فکر کردم روزی باشه که نگرانی نباشه. دلتنگی نباشه. …….
راستی از این دنیا چه انتظاری داریم.

Advertisements