این روزها انچه جلب توجه میکند هجوم مردم برای خرید و ذخیره برای دوران گرانی یا قحطی است. هرکس برای این اقدام دلایل  موجهی دارد. تبدیل پول به مایحتاج یکی از راه های پس انداز به شمار میرود. که در کشور سابقه طولانی دارد. شاید همان ظرز تفکری که در مقیاس های وسیعتر  میل به احتکار را در بین تجار افزایش میدهد. در مملکتی که  هر روز ارز قیمت جدیدی دارد . قیمت ها روز به روز تغییر میکند و ارزش پول ساعتی کم می شود مردم ترجیح میدهند سرمایه خود را تبدیل به ارز و طلا وکالا کنند. تا روزهای  بلند گرانی و قحطی را کمی راحت تر از سر بگذارند.  دقیقا به همین دلیل است که  عدد ریسک پذیری  برای  سرمایه گذاری کشور های خارجی در ایران بالاست .

اما انچه مسلم است و سران و سرداران هم به ان واقف هستند این است. وضع به این گونه نمیماند. این نتیجه جابه جایی قدرت در منطقه خاور میانه است. سرداران میدانند که قدرت مقابله با جهان را به تنهایی ندارند . اما کری میخوانند. سردارن به خوبی میدانند که درگیر جنگ نمیشوند. می دانند که پای میز مذاکره می نشینند و امتیاز ها را یکی پس از دیگری از روسیه و چین میگیرند و به اورپا وامریکا میسپارند.

سران و دلالان دلار وطلا میدانند که این بازار اشفته موقتی است و بساط ابن سفره رنگین به زودی برچیده میشود.پس کاری میکنند که نهایت سود را ببرند.

اورپا وامریکا میدانند که ایران در وضعیت افغانستان و عراق نیست به همین دلیل تا به ان وضع نرسد جنگ جز تلفات و خسارت برای انها نتیجه ای نخواهد داشت ضمن اینکه سرمایه کافی را به دلیل بحران های اقتصادی چند سال اخیر برای شروع یک جنگ تازه با ایران ندارند. پس سعی میکنند از راه های دیگری وارد شوند و تا ایران به اندازه کافی ضعیف نشده و دولت مرکزی منسجم و ارتش دارد به ایران  حمله نمی کنند.

در این میان مردم طبقه متوسط که پول های خود را بدون فکر تبدیل به ارزاق  می کنند بیشترین زیان را میبینند. زیرا این کالا ها تاریخ مصرف دارد و بعد از ان باید منهدم شود.  میل مردم به جمع اوری توشه تنها بازاریان را سیراب میکند . همان سیاستی که موتلفه به خرج داد تا از این اشفته بازار بعد از نیروهای انتظامی بازاریان نیز به ره توشه ای چشمگیر برسند.

 

 

Advertisements