روزهای زندگی یک نقش و نگار اورجیناله همیشه شاکی.


امروز میریم خانه . این مدت که از بیمارستان برگشته بودیم. خانه مادرم بودیم البته مامانم نبود رفته مملکتشون. از صبح مشغول جمع وجور و نظافت هستم.
دلم برای کار گاهم رنگهام تنگ شده. البته باز فرصتی برای خلوت کردن با رنگ و کار گاه نیست. پطرس میاد فکر میکردم دیشب میاد اما امشب میاد. مادر ه دیگه!
اینجا هم تمیز شده در حد بنز.
تازه باید برم گرد وخاک های بیست روزه را از خانه پاک کنم.
البته بعد از دیدن فیلم عشق ممنوع از جی ام کلاسیک راه میافتیم.
اوه امشب اتاق خودم رختخواب خودم. گیاه هام که دلم تنگه براشون. هرچند اینجا هم اتاق دارم اما کلا هوم سوییت هوم. هیچا خانه ادم نمیشه. هرچند از فردا صبح باز باید ازش بزنم بیرون.
کم کم زئدکی به روال عادی بر میگردد. سال عوض میشود و سال اژدها سال خوبی است. امشب عید ت است . وعلامت سال عوض میشود.من به طالع بینی چینی علاقه مندم. واین تنها محصول چین است که بهش اعتقاد دارم.
راستی نوشتم چین یادم امد. امسال برای خانم های کارمند لباس متحد الشکل واجب میشود. عین چین و کره شمالی. مبارکتون باشه مانتو و مقنعه وشلوار سرمه ای. !!
کم کم برای مردم تو کوچه هم لباس فرم اجباری میشه. چون اینها از خودشون ابتکار هم ندارند . همون رنگ حاکستری که قبلا یونییفرم مردم چین بود. برا اقایون و مشکیش به اضافه چادر هم برای خانم ها . سالی دو دسست هم تابستون و زمستون بهمون مجانی لباس میدن.
چه مکا فاتی

Advertisements