بدترین روز زندگیم لحظات بی انتها


دیروز یکی از بدترین روزهای زندگیم بود. بدون شک.
دخترک ساعت یازده اماده شد وساعت 12 رفت اتاق عمل. حدود ساعت 4 کوشیم زنگ خورد دوست مشترکمون با دکتر ومعالج دخترک بود که گفت مشکلی پیش امده و شما برین دم اتاق عمل.
رفتم و دکتر امد . گفت عمل به خوبی پیش نرفته . توموری که انتهای ستون فقرات دخترک بود بزرگتر از انجه به نظر میرسدیه بوده. دکتر با میکروسکوب عمل میکرده و میگفت احتمال داره پا های دخترک اسیب دیده باشه و هیچ قولی نمیده چون تومور تمام مراکرز عصبی را مسدود کرده. فقط میتونه کانال نخاع را گشاد کنه تا اعصاب ازاد تر باشند. دوتا تومور از پشتش در اورده بوده یکی را کامل ویکی کاملا لابه لای تار های عصبی پیچیده شده. لازم نیست حالم را دران لحظات توضیح بدم. به هر حال نیم ساعت بعد عمل تمام شد.
ساعت ماندن دخترک در ریکاوری طولانی تر شد. لحظات کش دار وتمام نشدنی بودند. و حس بد به هوش نیامدن دخترک دیوانه ام کرده بود. ساعت نزدیک 8 بود. بلاخره بعد جواب ندادن های زیاد و جواب گرفتیم که به هوش امده چون جا نیست به بخش منتقل نمیشود. ساعت 8 بود که به بخش منتقل شد. و پرستار به من گفت حالش خوبه. دست کشیدم به پاهش عکس الغمل نشان داد وتاساعت یازده معلوم شد که پاهاش کار میکنند. و صبح هم معلوم شد مثانه اش اسیب ندیده. و روی ادارش کنترل داره. شب بدی بود. پاهام توان راه رفتن و ایستادن نداشت . تمام مدت میلرزیدم. الان حالش خوبه. خدا را شکر. فقط درد داره که عادیه. و ساعت به ساعت بهتر میشه. امید وارم که خوب شده باشه ظذهرا دکتر هم در نتیجه عمل اطمینان نداشت. خوشبختانه اسیب جدی به پاهاش به نطر میاد نرسیده باشه اما خودش شاکیه که بد تره شده. و پاهاش سوزن سوزن میشه. که نشان میده اعصاب دارند به کار می افتند. امید وارم طبیعت جوانش و نیروی زندگیش هر چه سریعتر شفا بخش باشند وبدنش را ترمیم کنند و سر درس و زندگیش برگرده . زندگی برگرده به روال عادی . همان تکرار های که از بیزاریم.
اینقدر شانس داشتم که دوستان نتی خوبی داشته باشم همان شبانه ازش عیادت کنند و همان شبانه بهم مودم مبین نت با شارژقرض بدهند. تا این ساعت سخت بیمارستان برای هرد مون اسانتر باشه. البته الان امدم خانه براش غذا اماده کنم.و یک دوش بگیرم. یک چندین تام سیگار بکشم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بدترین روز زندگیم لحظات بی انتها

  1. خدا رو شکر که به خیر گذشت.
    .
    آرزو می کنم کنار همدیگه، زندگی پر از شادی و سلامتی رو تجربه کنید، از حالا تا همیشه.

  2. نازلی… خدا نکنه پای ته تغاری شما … طوریش بشه…. حالم گرفته شد از بس که این نتت پر استرس بود… ایشالله شاد باشی….این روزا هم میگذره …. دوباره همون تکرار بیخود میاد ….

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.