خانم دکتر.


شوهر یکی از قدیمترین دوست هام موجود عجیبیه.  از اون مدل هایی که زیر چشم خانمش بادمجون میکاشت. از ماشین بیرون پرتش میکرد. و ماه تا ماه تو اتاق خواب نمیامد. البته اون وقتها که جوان بود. بهش میگفتیم خان خله.  اینکه این دوست ما زن خان خله چرا این همه مصیبت را تحمل کرد باید در قوانین و سنت هایی  جستجو کرد که احاطه مان کرده.

اما اینها مال بیست سال پیشه این دوست نازنین الان یک کلکسیون از بیماری های  عصبی و جسمانی داره.  سلامتی نداره عوضش شوهر داره. شوهر داشتن هم خوب یکی از مواهب زندگی است دیگه!! اونم این مدلش.

اما اخرین شاهکار این اقای دکتر! بلی اقای دکتر این بود که چند سال پیش حدودا پنج شیش سال پیش  دو باره داماد شد وقتی پسرش دانشجوی سال 4 دندان پزشکی بود.!

خان خله . با یک خانم دکتر!!!  همکار  ازدواج کرد. که از زن خودش بزرگتر بود.  یک چیزی حدود 90 کیلو وزن داشت. و البته دوشیزه بود. و همین دوشیزگی!! کار دست خان خله داد!

عضو نرینگیش از وسط نصف شد! شکست.. خوب بلاخره ماهم باید سوژه خنده داشته بشیم.  اینکه زندگی این تازه عروس داماد پا گرفت که معلومه پا نگرفت. یک هفته هم زن و شوهر نبودن البته خدا میداند. به هرحال عروس خانم تقاظای طلاق داد. اخلاق های داماد خیلی بد بود.  الان یک پرونده قطور تو دادگستری دارند از ضرب جرح بگیر تا ندادن نفقه و اجرای مهریه ………. هرچی در یک جدایی متداوله با شدت بیشتر. خان خله است دیگه همه چیزش باد متفاوت باشه.

امروز با دوستم صحبت میکردم. میگفت خان خله در ازای مبلغ کلانی تصمیم داره رضایت به طلاق بده. خانم دکتر را هم ممنوع الخروج کرده.

گفتم لابد میخواد خسارت شکسته شدن عضوشریفش را بگیره. این داستان چند ساله ادامه داره.

اما امروز  با دوستم وضعیت هووی محترمشان را برسی میکردیم. یک خانمی که برای خودش داشته زندگیش را میکرده. در امد خیلی خوبشو داشته .  بهترین خانه و بهترین ماشین زیر پاش بوده. چقدر بد شانس باید بوده باشه که گیر خان خله بیفته  چند سال تو دادگستری دنبال طلاق بدوه. خان خله مرتب مواظبش باشه که مچش را با مردی بگیره و دمار از روزگارش دراره. ممنوع الخروج شده باشه. والان برای همون چیزی که از قبل داشته ازادی  مبلغ هنگفتی تقدیم اقا کنه. ! تازه بار ها بار ها در محل کارش ابرو ریزی شده باشه.

البته بهتره بنویسیم نه چقدر بد شانس که چقدر بی عقل  !

داستان کاملا حقیقی است.

Advertisements