چرا عاشورا


شب خیس و سرد  خیلی سرد  شهر را پوشانده. اما مثل شب های عید خیابان پر از زندگیه.  من هم چنان با عاشورایی ها قهرم. از عاشورای 88. دردم میگیرد از روزی که عاشورا نام دارد.

اما

اما هجوم مردم در صف نذری

صدای اکو دار نوحه ها

همان ریتم هایی که اگر قدیمتر در روز عاشورا گوش میدادیم  دندان میگزیدند که عاشوراست خاموشش کن.

جشن خواننده ها. رقابت اهنگران و حدادیان نسل جدید وقدیم.

سماور های تزیین شده برنجی . گاهی عتیقه  در خیمه های سیاهی که با پر های رنگین تزیین شده

خیمه خیمه

رنگ رنگ

لیوان های یک بار مصرف چای داغ

بخار اب جوش

دود منقل اسپند

افسر راهنمایی

بوی خوش چوب سوخته و چهارشنبه سوری وبوی اسپند. مثل بوی عروسی و…

جوانها اراسته وتمیز ملبس به مشکی در ا توموبیل ها در حال گردش.

کوپه کوپه دختران جوان دیر وقت در خیابان

و جا به جا  و راه به راه. چراغهای پر نور هییت ها  و تکاپو برای  رساندن یک سینی چای به وسط خیابان.

در شهر شادی می جوشد. شهر جوان وشاداب.  اینجا تهران است امروز عصر تاسوعا شب عاشور ست و هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

اینهمه استقبال از عاشورا شگفت انگیز نیست. عادیست.  علت استقبال جوان ما از این کار نوال ریشه در جای دیگری دارد.

زیر پرچم امام حسین این جامعه جوان فرصتی یافته تا فارغ از بگیر وببند گزمه ها  از زندگی لذت ببرد. عزاداری ای کند که شبیه عزا داری نیست. اصلا عزا نیست. کسی هم به فلسفه عاشورا علاقه ای ندارد. هیجان دور هم جمع شدن و در داف دیدن است . مثل پدرانشان ومثل پدران پدرانشان . با این تفاوت که این نسل  محدود تر و محروم تر از ازادی های کوچک شخصی  به یکی دو روز دور بودن  گزمه های شهر  دلخوشند.

این استقبال از  عاشورای امام حسین عشق به راه حسین نیست.  شادی است که از کمی ازاد بودن زیر پرچم امام حسین نصیب این نسل شده. به بهانه عاشورای حسینی جشنی بر پاست. چه بهتر اینجوری شاید امام حسین ان دنیا کمتر خجالت بکشد. چه بهتر که این در اصل جشن است نه عزا.

چرا عاشورا این همه مورد اقبال عمومی است.

نسلی  که جشن به خود ندیده.جشن اگر سنتی بوده که ممنوع بوده و شرکت دران جرم. اگر فرمایشی وصدا وسیمایی بوده  و مجاز  به دل راه نداشته. این نسل از عزا برای خود جشن ساخته. چون فطرت انسان دنبال شادیست.

 

Advertisements

یک دیدگاه برای ”چرا عاشورا

  1. عقیده هر کسی محترم ولی برداشتی اولیه جواب اینهمه هیجان و شوری که گفتید نمیشود, راه حسین راهی وسیعتر از وسعت فکرودید ماست … زیرپرچم امام حسین شاید جوانان فرصتی یافته تا دنبال اداهای تقلیدی از فرهنگ غریبه نباشند تا جوان راحت باشد چون احساس آرامش روحی در پس نفس مطمئن حسین قوت قلبی برای همه کسانی است که نهایت راه خودرا در نسخه های متناقض فرهنگ بیگانه میجستند ولی درمان نیافتند ………. بله عاشورای 88دردآور است اما مجرم حسین نیست مجرم منم و شمایید که راه بین خودمان را بسته ایم تا دیگری راه را به ما نشان دهد … حسین به جرم احیای انسانیت خون داد وحالابعد از سالها عاشورایی که حتی طفلش مجرم بود را برگردن سیاست زدگی خودمان بگذاریم نه حسین …

  2. روز عاشورا یکی از کسانی که برای نبرد با حسین آمد ولی چون شمشیر نداشت سنگی برداشت و بر پیشانی حسین زد و گفت منکه سلاحی ندارم و این سنگ رو قربت الی الله میزنم تا شاید وظیفه ام را انجام داده باشم ….
    …………………
    بله … گاهی ما اینقدر با اطمینان و با نیت خالص حرف میزنیم و عمل میکنیم! ولی راه انسانیت یکی است و آن آزادگی است که حسین به ما نشان داد …

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.