اینتر نت قطع شد وپست پرید


اینتر نت هم برای ما معضلی شده به خودی خود. خلاصه دو باره حوصله ش نیست که بنویسم. شاید هم بهتر.
اسم پست بود مکالمه تلفنی.
با دوست قدیمی ام پای تلفن مشغول صحبتم. حرف به اونجامیرسه که مامانم رفته بوده کلینیک زیبایی برای لیزر اینجا صحبت را قطع میکنه شاکی که این مامان تو هم دلش خوشه زندگی مردم را نمی بینه مگه برای چی این هم بلا سر خودش میاره.
میگم زبون به دهن بگیر یه دقیقه وفوری ادامه میدم مامان تو را اونجا میبینه. !!
مامانت میگه شوهر سابقت یه اپارتمان خریده پر کرده از بهترین اثاث جهازداده به دخترت.
یک دقیقه ساکت میمونه بعد ده دقیقه می خنده! بعد با حرص میگه خوبه دیگه دامادش نیست وگرنه براش قربونی میکرد. وظیفه اش بوده کاری نکرده که!!

Advertisements