اقایان نخوانند. بعد به تیجیر قباشون بر بخوره من نه توضیح میدم نه رفع رجوع میکنم.


اون یک سری دیگه اقایون را میگم . شما توش نیستید. اقا بد ها! دور ازجونتون
****
شب تعطیلی که میشه وسط هفته  انگار دنیا اخر شده باشه. می خوان انتقام ترافیک وگرونی وتورم و دور از جون شما اخبار بد را از بقیه بگیرن.اگر هم نشد دست اخر از والده بچه ها و منزل. بخصوص که ….. وسط هفته است لابد جان بعضی از کارها را ندارند. !
اپیزود اول.

کنار خیابان پارک کردم چسبیده به جدول. جوری که در باز نمیشه پشت سرم هم ردیف ماشین های دیگه پارک شده اند. ماشین را روشن میکنم یه ماشین از روبه رو میاد مجبوره معطل شه تا یه ماشین دیگه رد شه. پنجره را میده پایین با لحن زشت میگه نفهم اینجا جای وایسادنه؟
ماتم میبره. چسبیده به جدول جایی پارک کردم همه پارک کردن.
شک می کنم از حق به جانب بودن اقا ،برمیگردم پشتم را نگاه میکنم ریسه ماشین های پارک شده را میبینم. سعی میکنم دهنم که باز مانده ببندم. احتمالا چشم هام هم گرد شده.
گیر بی جا ! یعنی من جای خانمی که بغل دستش نشسته بود بودم از خجالت می میردم. دیگه هم با این ادم بیرون نمیامدم. که ابرو ریزی می کنه. در واقع به اون بود نه به من.
حکم : با یک درجه تخفیف تحریم همه جانبه. اگر تخفیف نمیدادم اعدام بود.
اپیزود دوم.
خیابان یک طرفه را میام . یک اقای مسنی از روبرو میاد. ان سمت جا داره میده سمت من ایینه ها تقریبا مماس میشه . شیشه را میدم پایین اینه را بخوابونم.
شیشه را میکشه پایین هوار می زنه. هوار میزنه یعنی هوار میزنه ها.

خانم یک طرف را داری میایی.

باید شکر کنم که صدا زد خانم نگفت ج…

میگم ردی حاج اقا.

میگه داری خلاف قانون عمل میکنی.

میگم چیزی نشده که ببخشید.

باهوار میگه این خیابان یک طرفه است راه منه . داری خلاف میای .

میگم نمیدانستم ببخشید.

باز میخواد شروع کنه.خانم بغل دستش میگه خوب میگه نمیدونستم. ول کن حالا. رد میشه میره.
باز شک میکنم. سرکوچه که میرسم. برمیگردم نگاه می کنم که تابلو یک طرف داره یا نه؟ می بینم راه مال من بود. خیابان از سمتی که من میامدم یک طرف بوده. خیلی دلم میخواد وقتی رسید ان سرخیابان نگاه  کنه تابلو را ببینه.  ومن قیافه اش را  ببینم.
اگر راننده مرد بود این هوار هوار ها را راه میانداخت. ؟ من بودم از خجالت میمردم. دلم میخواست زورم میرسید پیاده میشدم می زدم تو سرش.
حکم: اینو خدا محکومش کرده بود. از رده خارج محسوب میشه . تحریم اثر نداره. اگه جای خانم بغل دستش بودم سه ماه هر روز خانه تکانی راه میانداختم میفرستادمش بالای نردبوم لوستر تمیز کنه. کاسه دندون هاشم با دندون هاش می انداختم سطل خاکروبه.
هنوز دلم خنک نشد. اهان کانال سلطنت طلب ها را از رو حافظه ریسیور پاک میکردم. فیش های پشت تلوزیون هم قر قاطی میکردم.

****

اپیزود سه.

خیابان کیپ تا کیپ  بسته است. شیرینی وشربت هم دم مسجد میدن  راه نیست سوزن بندازی. موتور سوار از یه ذره جا امده پشت من گیر کرده. میگه جون بکن راه برو.  عصبانی. خوب اگر راه بود که من مریض نیستم وایسم اینجا.

یه کم راه باز میشه میره جلو من گیر میکنه.

دلم خنک میشه. این یکی را دیگه فحش میدم در جا دلم خنک میشه.

حکم: سرگردانی ابدی در ترافیک .

******
خدا را امشب سه  بار شکر کردم والله تنهایی بهتر از مصاحبت با این جماعت از خود راضیه.  اینهمه  به ناحق مصر.

اینجوری نباشین خوب نیست.

بدون ربط: جواب کامنت خصوصی. بلی همان بود.

Advertisements