این روزها در استانه فصلی سرد و یا جنگی گرم.


راستی فکر کردی امدیم و حرفها راست بود و بلاخره این دوستان تصمیم گرفتن در نهایت نا باوری به ایران حمله کنند.
کاری به شدن نشدن درست بودن ونبودن بد بودن یا خوب بودنش ندارم.
منظورم همون قسمت مربوط به من وتوست. ممکنه سه روز چهار روز یک ماه فرصت داشته باشیم. به همین روال زندگی کنیم. چه تصمیمی میگیری . تصمیم میگیری این مدت را چطوری زندگی کنی.
من تصمیم دارم به هیچ چی فکر نکنم و از روال عادی زندگیم لذت ببرم. نگران هیچی نباشم. برف پاییزی.رسیدن به گیاه هام. پوکر انلاین دیدن وصحبت کردن با دوستام حتما یه کافی شاپ هم میرم پای سیب واسپرسو میخورم..
ساعت 3 شب بلند میشم با ته تغاری همربگر درست میکنم با کاهو و خیار شور و سس میخورم و راجع به موضوع های بی اهمییت نظر میدهم ونظرش را میپرسم.
از این مدت لذت میبرم. لذت های عادی وکوچک.
حال ام انکه هیچ کس از اینده خبر نداره. ممکنه هرکدام از ما فردا صبح شاهد رویدادی باشیم که روال زندگیمون را به هم بزنه.
همین الان را زندگی کن مهم نیست چی کار میکنی چی داری یا نداری. از کاری که میکنی لذت ببر.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”این روزها در استانه فصلی سرد و یا جنگی گرم.

  1. سلام. اگر فرض بر چنين شرايطی باشد، به نظر همين‌طور خواهد بود. مثل سال‌های جنگ که يخمک می‌خورديم، اوشين می‌ديديم، خريد می‌کرديم، و جنگ هم به بخشی از زندگی‌ تبديل شده‌بود.

    • وای خدا را شکر اوشین را ندیدم. یعنی وقتش نبود اون موقع ها. جنگ به بحشی از زندگی تبدیل شده بود. اما نمیخوام به اون بخش از زندگیم برگردم.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.